عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

320

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

سرگز « 1 » است كه تا اين نقطه هشت فرسخ است . ليكن آب آن سه چهار فرسخ كه از آنجا پائين مىآيد بالمرّه مىخشكد و از نقطهء چادرماه مىجوشد و اطراف آن [ 352 ] هشت نه چشمه است . و معادل سه چهار هزار اصله نخل اطراف آن واقع ، و آبش از دولاب است . و آب رودخانه اراضى نخيلات را بالمرّه نمىگيرد و صاحبان مزرعهء چادرماه طايفهء تاجيك و شيب‌كوه و صوغانى ، متفرقهء هرجا [ و ] جمعى كدخدا لشكرى پسر ملّا حسين كلانتر سفيد آبادان است و غير از نخيلات محصول ديگر در آن نقطه به عمل نمىآيد . و اهالى آن كه قريب بيست خانوار [ ست ] از طوايف سابق الذكر و صوغانى و متفرقه است ، در همان نقطه گوار « 2 » براى خود مىسازند و زمستان در كلاشگرد و فارياب نشيمن مىكنند و هواى اين نقطه يكى دو درجه از كلاشگرد بهتر ليكن پشه‌اش زياد است . فارياب 601 از چادرماه تا فارياب دو فرسخ و راهش از چادرماه گذشته در جلگهء نرم و مسطّح و هموار است و خطّ آن به شمال شرقى سير مىكند و خشك‌رود سرگز در يسار جادّه به فاصلهء يك فرسخ و نيم دور است و آب رود مزبور چنان كه گذشت زير تنگ موردان تمام مىشود و از چادرماه مىجوشد و اطراف اين راه علوفهء شترى ممكن [ است ] و آهو به‌طور ندرت يافت و ديده مىشود . فارياب جلگهء مسطّحى است كه هروقت آب رودخانهء سرگز از مزروعى تنگ موردان فاضل آيد و به اين نقاط برسد جدولى از بالا بريده و آب به سر اراضى فارياب آورده كشت و زرع مىكنند ، ليكن غالب سنوات آب به اين نقطه نمىرسد و لم‌يزرع است و هنگام زراعت كسان و بستگان امير درّان خان در آنجا كشت و زرع نموده و ملكيت آن با مشار اليه [ است ] و ماليات معينى ندارد . و از فارياب خطّى به شمال شرقى جدا شده و به رستم‌آباد مىرود و خط ديگر به شمال غربى و به تنگ موردان و سرگز مىرود ، و بدوا خطّ يمين را ذكر نموده بعد به يسار مىپردازيم .

--> ( 1 ) - كذا ، پيش ازين ( صفحه . . . ) تيرگيز شايد همين باشد . ( 2 ) - گوار به معنى .